تبليغاتX
Psychology on The Way روان شناسي در راه

سلام

فعلا گویا قالب اینجا نمی خواهد درست شود موقتا می رویم به :

http://shoaeeali.parsiblog.com/

2 نوشته شده در  Sat 11 Nov 2006ساعت   توسط ع. شعاعی   | 

تبلیغ!

                اگر با سرچ فوايد روزه آمده ايد

                       عرض کنم  مطالبی مربوط به 

                                    اين موضوع در آرشيو و هم

                          ذيل همين صفحه وجود دارد

               که شايد برايتان قابل استفاده

                         باشد  

2 نوشته شده در  Wed 1 Nov 2006ساعت   توسط ع. شعاعی   | 

خشونت در مدارس

چرا برنامه‌هاي جلوگيري از خشونت

تأثير ندارد

David W. Johnson and Robert T. Johnson

خلاصه و ترجمه: ع. شعاعي

 

مدرسه‌ها پر از تعارض است. فراواني درگيريها در بين دانش‌آموزان و شدت روزافزون خشونت متعاقب آن هزينة زيادي از نظر وقت صرف شده براي تلاشهاي آموزشي، اجرائي و تربيتي براي كنترل چنين وقايعي به مدارس تحميل مي‌كند. اگر قرار است مدارس مكانهايي آرام و بي‌دغدغه براي تعليم و تربيت داراي كيفيت بالا باشد، دانش‌آموزان بايد بياموزند كه ...


ادامه مطلب
2 نوشته شده در  Mon 30 Oct 2006ساعت   توسط ع. شعاعی   | 

آرامش

آرامش

دیروز

در مرداب آرامش قلبم

مرده بودم

و امروز

در جستجوی شوریِ دریایی از موج ها

در کویر تشنگی

زنده شدم

2 نوشته شده در  Wed 25 Oct 2006ساعت   توسط ع. شعاعی   | 

بند رختی 2

بالاتر از مزلو!

 

جريان بند رختي را اگر خوانديد، اين را هم بخوانيد (و برعكس).

جريان بند رختي من را به اين فكر انداخت (يا اين فكر را به كله ي من انداخت) كه آدم انگار يك نياز غريزي دارد به اينكه گاهي پيش كسي يا چيزی، يا جلوی درختی، يا سنگ سختی، يا مثل من برای بند رختی (!) سرش را خم كند يا گردنش را كج. و اين از آن نيازهايي است كه آدم‌هاي كله شق يك دندة قد۱ که اعتماد به نفس و خودپندارة قابل توجهي ذخيره كرده‌اند، ممكن است گاهي به شدت آن را احساس كنند. قبول نداريد؟ اشکالی ندارد!

به هر حال اين از آن نيازهايي است كه مزلو هم تا آنجا كه من ديده‌ام به آن اشاره نكرده است. توجه داشته باشيد اگر شما از كساني هستيد كه پيش هر تنابنده‌اي سرخم مي‌كنيد و تواضع به خرج مي‌دهيد، شايد احتمال امكان اين ممكن نباشد كه هيچ وقت چنين نيازي را عميقا احساس كنيد.

نتيجة مطلب اينكه مي‌خواستم بگويم ماه رمضان مي‌تواند اين نياز را جوري ارضا كند كه نه كباب بسوزد نه نپخته بماند!

خيلي شعاري بود نه؟ تابلو بود؟ خوب باشد! حرف حسابي را  خواستم بگويم. حالا شعاري باشد يا اصلا پلاكارد باشد خيالي نيست. تمام. 

پاورقی:

۱ به ضم قاف و تشديد دال

2 نوشته شده در  Sun 22 Oct 2006ساعت   توسط ع. شعاعی   | 

بند رختی!

بند رختي!

 

ماه رمضان امسال از پارسال هم عجيب تر بود! و حالا به همين مناسبت (!) من می خواهم  يكي از فوايد ماه رمضان امسال را به قول علما برشمارم! البته اين برشمردن طوری است که شما می توانيد  جدي بگيريد، می توانيد شوخي بگيريد، و البته می توانيد  هم اصلا نگيريد!

چند ماهي است خانه اي نقلي داريم با يك حياط به اندازه‌ي كف دست كه باغچه اش زود آب مي‌شود و آفتابش زود مي‌آيد و مي‌رود. وسط اين حياط طنابي كشيده‌ام محض خاطر تشكر از ماشين لباس‌شويي دوقولوي حاير كه اگر هوا به اندازه‌ي كافي تاريك باشد، مي‌تواند يك جور دزدگير هم به حساب بيايد. چون از در كه وارد مي‌شوي هنوز چند قدم جلو نيامده‌اي، زير چانه ات را مي‌گيرد!

عجله نكنيد جالبش همين‌جاست كه خودتان را هم بكشيد نمي‌توانيد بفهميد كه اين چه ربطي به فوايد ماه رمضان دارد!

در اين چند ماهه هر وقت مي‌آمدم خانه ناخودآگاه سرم را خم مي‌كردم و از زير اين بند رختي خوش‌رنگ و تازه كه گيره‌هاي چوبي قشنگي هم داشت رد مي‌شدم.

خوب اين كار چندان غير عادي به نظر نمي‌آيد.

ولي اين هفته وقتي يكي از مهمان‌هايم را بدرقه مي‌كردم، بي‌هوا توجهم جلب شد كه عجب! طرف به جاي اينكه سرش را خم كند، طناب را به راحتي بالا  گرفت و از زيرش رد شد!

خوب اين كار هم به نظر عادي مي‌آيد.

ولي شوربختانه بايد عرض كنم كه هيچ كاري به نظر عادي نمي‌آيد براي كسي كه سه چهارسال توي آش بلغور واتسون و فرويد و اريكسون و مزلو و پياژه و غيره دست و پا زده است!

يادتان باشدکه تا اينجا فقط اصل خبر را گفته ام. تفسير و تحليلش مي‌ماند براي فردا پس فردا اگر منصرف نشدم. خير پيش.

2 نوشته شده در  Fri 20 Oct 2006ساعت   توسط ع. شعاعی   | 

یکپارجگی درمانی 1

يكپارچگي درماني

(قسمت اول)

دکتر جلالی تهرانی. ترجمه ع. شعاعی

 

يكپارچگي درماني، به منزلة يك روش ارتقاي رشد و تحول انساني، داراي تاريخچة مشتركي با همة روان ‌شناسي‌ هاي رشدي[1] است. رشته‌هاي ديگري همچون دين و فسلفه، هنرها، و علوم انساني، كه تمركزشان بر طبيعت انسان، نقش ارزشها در زندگي بشر، موانع، و تسهيل‌كننده‌هاي رشد انساني است، نيز در اين تاريخچه شريك‌اند. بنابراين مي‌توان گفت ريشه‌هاي يكپارچگي درماني تا اولين جستجوي انسان براي درك خود، در يافتن و توسعة روشي براي زندگي، كه منجر به بالاترين مرتبة رشد و كمال[2] گردد، امتداد دارد.

 يكپارچگي درماني به صورت كنوني، يك تاريخچه 25 ساله دارد. مي‌توان گفت ...


[1] Growth Psychologies.

[2] Fulfillment.


ادامه مطلب
2 نوشته شده در  Thu 19 Oct 2006ساعت   توسط ع. شعاعی   | 

بارون پاییزی

                            زنجيرها

يارو داشت مي‌خوند خوب هم مي‌خوند

براي چي مي‌خوند؟ نمي‌دونم

منظورش از زنجير چي بود؟ نمي‌دونم

ولي بهرحال اون براي خوندنش پول مي‌گرفت

من براي چي گوش مي‌كردم؟ از زنجير چي مي‌فهميدم؟

هرچه بود من براي گوش دادنم پول نمي‌گرفتم.

...

صداي زنجير تو گوشم مي‌پيچه        تو داري از قافله دور مي‌موني!

 

حالا مي‌گم زنجير هرچيزي مي‌تونه باشه كه به دست و پات بستن يا خودت بسته ای و هنوز باز نكرده‌اي. امشب اين كليد، اين سوهان، اين هم بارون پاييزي. چرا معطلي؟

2 نوشته شده در  Mon 16 Oct 2006ساعت   توسط ع. شعاعی   | 

هراس: ترس مرضی . فوبی . phobia

اختلالهاي هراس

ارائه ی خلاصه: ع. شعاعي

 

فهرست مطالب این نوشته

که در قسمت ادامه مطلب قابل مشاهده است:

 

1. تعريف هراس

2.   بررسي هراس در مراحل مختلف رشد

        1.    آغاز زندگي

      2.    سالهاي پيش از مدرسه

      3.    سالهاي بعد:

a.     از6 تا 7 سالگي: آغاز اختلال «مدرسه هراسي»

b.    در حدود 8سالگي : هراس از مرگ يا« اضطراب هشت سالگي» بروز مي كند.

      4.    در نوجواني:

الف_ عوامل بروز

                                                  ب_ انواع 

                                ج_ مدرسه هراسي در نوجواني 


ادامه مطلب
2 نوشته شده در  Mon 16 Oct 2006ساعت   توسط ع. شعاعی   | 

ضد استرس 1

گارانتی و زولبیا بامیه!

از نظر من ماه رمضان ماه نصب ویندوز جدید با آنتی ویروس قوی تر و تجدید گارانتی است. فکر می کنید ممکن نیست؟ چرا هست. گرچه دشوار است. پاک کردن فایل های ویروسی هم گاه به اندازه ی چند تا کارت پایان خدمت گرفتن (!) دشوار است اما ممکن است.

علاوه بر این

ماه رمضان ماه چای و زولبیا هم هست! نیست؟

نباشد هم خواندن مطلب زیر برای شما اگر ایرانی هستید بی فایده نخواهد بود. البته راست و دروغش به عهده نشریه ی سایکوفارماکولوجیجورنال است!

چای و کاهش کورتیزول

نوش جان گوارای وجود مقوم ماهیت!

نوشیدن چای اگرچه میزان تنش را در مواجهه با موقعیت های تنش زا کاهش نمی دهد ولی کمک می‌کند شخص به سرعت بر استرس خود غلبه کند و سریع تر به حالت اول برگردد. بررسی ۷۵ شرکت کننده مرد غیرسیگاری نشان داد که نوشیدن ۴ فنجان چای در روز برای شش هفته به طور قابل ملاحظه ای بر تخفیف تنش های روزانه تاثیر می گذارد. این مطالعه که در نشریه journal Psychopharmacology به چاپ رسیده نشان داد، نوشیدن چای باعث می شود سطح هورمون استرس یا کورتیزول به دنبال مواجهه با موقعیت های تنش زای اجتماعی در نزدیک به نیمی از مصرف کنندگان چای به سرعت پایین آید. بر اساس گزارش medical news ، اغلب کسانی که در روز چهار فنجان چای می نوشند ۵۰ دقیقه بعد از هر تنش در احساس راحتی کامل به سر می برند. مصرف چای فعالیت پلاکت ها و ایجاد لخته در خون را نیز کاهش می‌دهد. (سایت آفتاب به نقل از خبرگزاری مهر)

باید اضافه کنم که بیشترین آسیب هایی که استرس های طولانی به انسان وارد می آورد افزایش همین کورتیزول در خون است که گرچه در کوتاه مدت ماده ای مفید و فعال کننده است اما ترشح طولانی مدت آن سیستم دفاعی بدن را به شدت تضعیف می کند. تمام.

2 نوشته شده در  Mon 9 Oct 2006ساعت   توسط ع. شعاعی   | 

آدم بودن

کله شق بودن

میزان آدم بودن یک آدمیزاد به این است که چقدر بتواند کله شق باشد. آدم کله شق مغرور است اما خود خواه نیست (!) آدم خودخواه پیش هرکسی سر  خم می کند ولی آدم کله شق اصول و مرامی دارد که ممکن است همه چیزش را فدای آنها کند. ...           

کتابی از نادر ابراهیمی به نام ابن مشغله دیشب مرا به خود مشغول کرد. این نقل ماجرای بیکاری ها در بدری ها شکست ها و استقامت نویسنده در سالهای جوانی وی است. شاید پس از این باز هم از این کتاب سطرهایی را بنویسم.

2 نوشته شده در  Sun 8 Oct 2006ساعت   توسط ع. شعاعی   | 

خاطره 3

                         رؤياي صادقه دايت!

 اگر نشود آدم توي وبلاگ شخصي خودش خوابش را تعريف كند، ديگر به چه درد مي‌خورد! خود خواب را تعريف مي‌كنم تعبيرش بماند براي بعد. البته تعبير خواب مسأله ي پيچيده اي است كه من بلد نيستم و كار هر كسي هم نيست. ولي اين را تجربه كرده ام كه  گاهي خواب ها بدون نياز به تعبير و تفسير مي توانند الهام بخش باشند. خصوصاً وقتي چيزي خلاف تصورات قبلي آدم به خواب مي آيد احتمال اين وجود دارد كه منشأ غير شكمي داشته باشد!

بلافاصله بعد از اينكه بيدار شدم شروع كردم به مرور كردنِ همه ي آنچه را كه ديده بودم تا چيزي را فراموش نكنم. ولي هرچه برگشتم يادم نيامد كه از كجا شروع شد. يك جايي بود مثل يك مدرسه ي بزرگ بدون حياط چند طبقه كه يه نظرم مي‌آمد همه‌اش دستشويي بود و پر از ميز و صندلي و مثل خرابه ها جاي در و پنجره هايش خالي بود.


ادامه مطلب
2 نوشته شده در  Fri 6 Oct 2006ساعت   توسط ع. شعاعی   | 

تا هنوز

                  ( ندارد )

 

پيش از تو آب

                        معني دريا شدن نداشت

 شب مانده بود و جرأتِ

                                 فردا شدن نداشت

 بسيار بود رود

                        در آن برزخ كبود

 اما دريغ،

                   زهره ي دريا شدن نداشت

 در آن كوير سوخته،

                         آن خاك بي‌بهار

 حتي علف

                    اجازه ي زيبا شدن نداشت

 گم بود در عميق زمين

                                شانه ي بهار

 بي‌تو ولي

                     زمينه ي پيدا شدن نداشت

 چون عقده‌اي

               به بغض فرو بود حرف عشق

 اين عقده تا هميشه

                                سرِ وا شدن نداشت

                                            

                                                                                 از سلمان هراتي

                                                                                        شرجی دريا

2 نوشته شده در  Wed 4 Oct 2006ساعت   توسط ع. شعاعی   | 

فوايد روزه 5

 اگر با سرچ فوايد روزه آمده ايد

      عرض کنم  مطالب ديگری هم

            دراين موضوع در آرشيو و هم

            ذيل همين صفحه وجود دارد

    که شايد برايتان قابل استفاده

باشد  

آثار اجتماعي روزه‌ و ماه روزه داري

علی رضا شعاعی

مقدمه

در اين نوشته پس از ملاحظة برخي از احاديث و رواياتي كه به آثار اجتماعي روزه اشاره دارد، به بررسي تأثيرات عمل عبادي روزه از يك سو و نقش فضاي ماه مبارك رمضان از سوي ديگر در سلامت جامعه و بهبود روابط اجتماعي در ذيل اين پنج عنوان مي‌پردازيم:

1ـ هوش هيجاني و اخلاق اجتماعي.             

 2ـ صبر و روابط اجتماعي.

 3ـ همنوايي و هنجار هاي اجتماعي.

4- رفتارهاي حمايتي و سلامت جامعه

5- پيوندهاي دوستانه و خانوادگي


ادامه مطلب
2 نوشته شده در  Tue 3 Oct 2006ساعت   توسط ع. شعاعی   | 

زندگی چيست؟

زندگي در صدف خويش گهر ساختن است

                                                       از اقبال لاهوري

2 نوشته شده در  Sun 1 Oct 2006ساعت   توسط ع. شعاعی   | 

بد و خوب

                                 رؤياي ابر

يکم

                  اي صنم رازمند

                                        وی دل زار و نژند

            از كمك اين و آن چشم اميدت ببند

                

                  جملة اين مردمان

                                           بنديِ آبند و نان

            ياري از ايشان مخواه در قفس خود بمان

  

                   اسم، همه شير و قند

                                            رسمِ همه دام و بند

             هركه جز اين ديده گو شهپر بختش بلند

 

                    «دل‌شده ي پاي‌بند

                                         گردنِ جان در كمند»

             آدماي خوش‌حساب جانِ تو خيلي كم‌اند!

 

دويم

                  نادرة روزگار

                                        سرو قدِ خوش‌عيار

                   مرغِ سرِ مٌرغزار

                                            خسته‌دلِ بي‌قرار

                   گمشدة اشك و آه

                                             ابر سفيد و سياه

                     چشمِ ترِ انتظار

                                                 بر من و بر ما ببار

 

2 نوشته شده در  Sun 1 Oct 2006ساعت   توسط ع. شعاعی   | 

خود بايد شد

                            (شدن)

 

   به درياهای بی پاياب

                              برگردان صدف‌ها را 
    

     به ماهي‌ها

     به شهر آب

                  برگردان صدف‌ها را

 

بگو چيزي كه پنهان آرزو داريد،

                                                بايد شد

بگو ساحل تهي دست است

                                   مرواريد بايد شد

                                                                              از علی معلم  

2 نوشته شده در  Sat 30 Sep 2006ساعت   توسط ع. شعاعی   | 

در باد

       يا رب از ابر هدايت برسان باراني

                                        پيش از آنم كه چو گردي

                                                                      ز ميان برخيزم

2 نوشته شده در  Sat 30 Sep 2006ساعت   توسط ع. شعاعی   | 

فوائد روزه 4

Islamic Fasting

Part 2

 

The physiological effect of fasting includes lowering of blood sugar, lowering of cholesterol and lowering of the systolic blood pressure. In fact, Ramadan fasting would be an ideal recommendation for the treatment of mild to moderate, stable, non-insulin diabetes, obesity, and essential hypertension. o


ادامه مطلب
2 نوشته شده در  Fri 29 Sep 2006ساعت   توسط ع. شعاعی   | 

اقتباس
زندگي در زير چتر علم و آگاهي آنقدر شيرين و انس با كتاب و قلم و آموخته ها آنقدر خاطره آفرين و پايدار است كه همه ي تلخي ها و ناكامي هاي ديگر را از ياد مي برد.      امام خميني (ره)

 

2 نوشته شده در  Wed 27 Sep 2006ساعت   توسط ع. شعاعی   |